مهمونی
خیلی بعد از ظهری حالمون گرفته بود.
زنگ زدم مامان اینا هم خونه نبودن.
علی رو دعوت کردیم شام بیاد پیشمون.
لینا اومد بالا و من زنگ زدم به لادن گفتم شام بیان بالا.
مشغول بودم که مامانم اینا هم اومدن و در عرض ۱ ساعت سبزی پلو ماهی و میگو حسابی درس کردم.
هرچی پول داشتم داده بودم میگو که اونم در عرض ۱۵ دقیقه تموم شد!!!!
علی هم آخر سر نیومد![]()
شب جمعه خوبی بود![]()
